ما کجای این جاده ایم؟!

با تجربه محدود بیست و دو ساله ام، آدمها را به سه دسته تقسیم می کنم!!

گروه اول: آنهایی که تمام فکر و ذهنشان بیرون کشیدن گلیم خود از آب است! تمام هوش و حواسشان، تامین مادیات و ( اگر بشود، معنویات!) برای خود در بهترین وجه آن است. دنبال برتر شدن هستند حتی اگر هزاران نفر دیگر در این راه از پا دربیایند!

گروه دوم: کمی بالاتر آمده، آنهایی که علاوه بر خویشتن، به فکر خانواده خود نیز هستند. که البته در جامعه امروز با وجود تمام سختی ها و مشکلات اقتصادی و فرهنگی که وجود دارد گذر از این مرحله نیز کاری بسی عظیم است. یکی از بزرگواران از این مرحله تعبیر به «دینداری خانوادگی» می کرد . اهمیت آن وقتی روشن تر می شود که کمی در این آیه از قرآن کریم عمیق تر شویم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّـهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ: ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند![1]»

گروه سوم: آنهایی هستند که درد دیگران را نیز درد خود می دانند و دلی به وسعت جهان دارند! آنهایی که درد و اشک دیگری را با چشم دل دیده و با گوش جان می شنوند. آنهایی که از دایره منیت و فردیت خود بیرون آمده و ...

داشتم فکر می کردم که دین اسلام به معنای واقعی کلمه اگر فهم شود، در پی زنده کردن همین دردمندی و دغدغه مندی و بیدار کردن این وجدان آرام ناپذیر در وجود انسان است.

بسیار فکر کردم که بتوانم نمونه ای قرآنی از گروه سوم بیابم. از پیامبران گرفته تا همه کسانی که پروردگار متعال از آنان به نیکی یاد کرده؛ دیدم پیامبر اعظم (ص) نمونه تمام و کمال چنین انسانی بوده است آنجا که می فرماید: «لقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ: به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است![2]»

تاریخ را ورق می زنیم: حسین (ع) که برای اصلاح امت جدش و امر به معروف و نهی از منکر در جامعه هر آنچه از جان و مال و فرزند دارد در راه خدا می دهد.

آری تاریخ ما نیز بیش از هر زمانی به انسانهایی از گروه سوم مشتاق است چرا که آنها روحیه تحول و تغییر در بشریت را در خود پرورانده­اند...

 پ ن1: کتابی را می خواندم، نامه ی بزرگی بود به دخترش و جرقه ای که این فکر را در ذهن من شعله ور تر کرد و انگیزه ای شد برای نوشتن این متن؛ این چنین به او توصیه کرده بود: «دخترم، فرزندانت را دردمند تربیت کن که اگر این گونه تربیت شوند، بویی از انسانیت برده اند و گرنه...»

 

پ ن2: امید که این نوشته شروعی باشد که خود را محک بزنیم، جزء کدام دسته ایم و در کجای جاده انسانیت در حال قدم زدنیم...که اگر خود ما شمه ای از این انسانیت برده باشیم، نسلی درخور و وجدانهایی بیدار تربیت خواهیم کرد. انشالله.

پ ن3: یاد این شعر معروف افتادم:

  بنی آدم اعضای یکدیگرند              که در آفرینش ز یک گوهرند..

  تو کز محنت دیگران بی غمی           نشایند که نامت نهند آدمی


[1] 6 تحریم

[2] 128 توبه

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

متن جالبی بود ... البته الان که نزدیک نو شدن سال هست، وجه کاربردی این متن پررنگ تر میشه ... واقعا چقدر حین خرید عیدمون،بازار رفتنا،لباس و میوه و شیرینی خریدن و ... به این فکر می کنیم که شاید یکی با داشتن حتی یکی از این قلم جنسا انقدر خوشحال میشه که فکر میکنه دنیا رو بهش دادن؟! چقدر به این فکر میکنیم که اگه من به جای خرید فلان مارک فلان تومنی، یه پله پایین ترشو بخرم میتونم واسه یکی که نیازمنده شب عیدی یه چیزی هدیه بگیرم و خوشحالش کنم؟! کاش یه کم بهتر فکر میکردیم ...

محسن

تداوم شهرک سازی در فلسطین اشغالی در سایه ی مذاکرات صلح http://fa.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9436

کیمیای وصال

سلام و رحمت حق بر شما سال فاطمیتون مبارک، ان شاءالله که سال پر خیر و برکتی داشته باشین. واقعا همینطوره و میزان انسانیت آدما به میزان دردمندیشون بستگی داره، هرچه دردمند تر انسان تر ! متن خوبی بود، ممنونم. قابل دونستید به ما هم سری بزنید.خوشحالمون می کنید. التماس دعا. یا حق.[گل]

موسی

سلام اسم کتابی که میخوندید چیه؟ نامه از کیست؟ ممنون

موسی

با سلام البته یک نکته ظریف و دقیق دیگه ای رو هم باید در کنار مطلب تان توجه داشت (که البته تزاحمی هم با مطلب شما ندارد) و برای اینکه درست برداشت شود، خیلی باید دقت کرد و اون هم اینه که: دنیا صحنه امتحانه و هرکس باید بکوشد که خودش از این امتحان سرافراز بیرون بیاید که وگرنه آتش است و عذاب هرکس باید بکوشد در امتحان موفق باشد و هرکس پاسخگوی عمل خودش است و به عمل دیگری کاری ندارد و لا تزر وازره وزر اخری هر کس عملش در کارنامه اش می رود و باید پاسخگو باشد اصالت و تنها اولویت هرکس باید خودش باشد و این آزمون تکی است-مثل کنکور- این امتحان فردی است و فقط فردی است و اولویت خودش است که در پیشگاه خداوند سربلند باشد این رو خیلی باید دقت کرد و در نظر داشت حالا قسمت دوم از موارد این امتحان، تعاون است؛ کمک به دیگران است، امربه معروف و نهی از منکر است، تبلیغ است و... خدمت به خلق است خیلی بالاست چون، امتحان کننده این عمل را دوست دارد و پس ما انجام می دهیم اینجاست که بعضی گفته اند که حضرت امام در ادامه سیر و سلوک شخصی اش وتهذیب نفس شخصی اش، انقلاب کرد و مطلب شما ذیل قسمت دوم قرار کی گیرد و البته مطلب خوبی است

ameneh

خیلی قشنگ بود!!![لبخند][تایید]

محمد رضا

یه مطلب راجع به توکل بنویس

فاطمه

به داشتن فكر بلندت برخودببال وهمواره از محضر خدا توفيق حفظ جايكاهت را بعنوان يك شيعه،طلب كن من حقير نيز براى تو وسايرعزيزانى كه قلم وانديشه اشان براى اوست دعا مى كنم شايد اثرات دعايم بر مؤمنين برمحيط بيرامونم موثرواقع شود،عنوان مطلبت تأمل برانكيزاست موفق باشيد.